نویسنده :
مرجان - ساعت ٢:٥٢ ب.ظ روز سهشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩
سعی کنید یا عطسه هاتون کنترل کنید و یا لباس مناسب تنتون کنید همیشه
به خصوص وقتی دارین برنامه زنده اجرا می کنین

نویسنده :
مرجان - ساعت ۳:۳۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم......
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.
اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،
نامت را انسانى باهوش بگذار
نویسنده :
مرجان - ساعت ۱۱:٢٠ ق.ظ روز شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩
نویسنده :
مرجان - ساعت ۱٠:۱۸ ق.ظ روز شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩
اپرای موســـی و شــبان همراه با تازه ترین ساخــته های همای ، روز 16 آگــست در والت دیزنی کــنسرت هال اجرا شد.
اپرا به وســیله ی پرواز همای نوشته و ساخته شده بود که با ارنــجمان و رهبری شـــهرداد روحانی برای اولین بار در شهر لس آنجلــس به روی صحــنه رفت و آنگونه اجرا شد که از آغاز تا پایان اپرا ، مردم در بهت و شگفــتی فرو رفــته بودند. داستانی را که همه ی ایرانیان از کودکی در کتاب مولانا به یاد داشتند ، همای به گونه ای سروده بود که گویا چوپان کوه های تالش با خدایش سخن می گفت..
بخش هایی از سروده های همای در بخش پایانی که چوپان در جواب موسی خواند:
خدا از هرچه پنداری جدا باشد
خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد
نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد
که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد
هراس از وی ندارم من
هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من
خدایا بیم از آن دارم
مبادا رهگذاری را بیازارم
نه جنگی با کسی دارم نه کس با من
بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟
نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان
نه از کفر و نه از ایمان
نه از دوزخ نه از حرمان
نه از فردا نه از مردن
نه از پیمانه می خوردن
خدا را می شناسم از شما بهتر
شما را از خدا بهتر
خدا را می شناسم من
نویسنده :
مرجان - ساعت ۱:٠٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
سردترین لحظه زندگی تون چه موقع بوده؟
نویسنده :
مرجان - ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩
نویسنده :
مرجان - ساعت ۱٠:٥۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩
مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.
ریز هزینه ها:
1..با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3....صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.
5.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.
نویسنده :
مرجان - ساعت ٢:٢۱ ق.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩
jaye kesi dar zendegym khalist
kesi ke nemikham shoharam bashe
faghat mikham mese ye doost dar kenaram bashe
keso ke zendegymun az ham joda va ba ham bashe
kesi ke bashe!
budanesh kafyst